۱۶:۲۶ - ۱۴ مهر ۱۴۰۵

آخرین اخبار
ورود مستقیم شرکت صنایع معدنی فولاد سنگان به حوزه فعالیت‌های معدنی را نمی‌توان صرفاً توسعه یک فعالیت جدید در کنار کسب‌وکار فعلی این شرکت دانست. این تصمیم در واقع پاسخی به یکی از مهم‌ترین ریسک‌های زنجیره فولاد ایران، یعنی تأمین پایدار سنگ‌آهن است؛ ریسکی که برای شرکتی با ظرفیت اسمی سالانه ۵ میلیون تن کنسانتره و ۵ میلیون تن گندله، مستقیماً با نرخ بهره‌برداری از کارخانه، بهای تمام‌شده و استمرار تولید ارتباط دارد. کارخانه کنسانتره این شرکت برای تولید ۵ میلیون تن محصول، به حدود ۱۰ تا ۱۱ میلیون تن سنگ‌آهن در طول سال نیاز دارد. بنابراین حتی برخورداری از کارخانه‌ای مدرن و ظرفیت فرآوری بالا، بدون دسترسی مطمئن و مستمر به خوراک، مزیت کافی ایجاد نمی‌کند.

به گزارش برداشت روز، یکی از نکات کلیدی برای تحلیل این تصمیم، تفکیک «وجود ذخیره معدنی» از «توان استخراج و تحویل سنگ» است. منطقه سنگان از ذخایر قابل‌توجه سنگ‌آهن برخوردار است، اما وجود ذخیره بزرگ به‌تنهایی تضمین‌کننده تأمین خوراک کارخانه نیست. اگر باطله‌برداری متناسب با برنامه استخراج انجام نشود، جبهه‌های کاری مناسب باز نشوند، عملیات حفاری و انفجار عقب بماند یا ظرفیت ماشین‌آلات بارگیری و حمل کافی نباشد، ذخیره موجود در معدن الزاماً به خوراک قابل‌مصرف کارخانه تبدیل نخواهد شد. فولاد سنگان در سال‌های اخیر با همین مسئله مواجه بوده است. محدودیت ظرفیت ناوگان استخراجی و کندی عملیات معدنی، تأمین خوراک را به یکی از مهم‌ترین چالش‌های عملیاتی شرکت تبدیل کرده است.

در چنین شرایطی، ورود مستقیم فولاد سنگان به عملیات معدنی و استفاده از ماشین‌آلات ملکی برای تأمین بخشی از نیاز کارخانه نشان می‌دهد شرکت به این جمع‌بندی رسیده است که صرفاً «خریدار یا دریافت‌کننده خوراک» بودن، برای تضمین تولید یک واحد بزرگ فرآوری کافی نیست.

معدنکاری؛ حلقه مفقوده یکپارچگی عمودی

حرکت فولاد سنگان را می‌توان مصداق حرکت به سمت یکپارچگی عمودی زنجیره تأمین دانست. فولاد سنگان تاکنون عمدتاً در حلقه‌های فرآوری سنگ‌آهن، یعنی تولید کنسانتره و گندله، نقش پررنگ داشته است. ورود عملیاتی به معدن باعث می‌شود شرکت یک گام دیگر به بالادست زنجیره نزدیک شود و کنترل بیشتری بر ماده اولیه خود به دست آورد. مزیت چنین مدلی در صنایع معدنی روشن است؛ هرچه سهم بیشتری از زنجیره تأمین در اختیار یا کنترل عملیاتی یک بنگاه قرار گیرد، آسیب‌پذیری آن در برابر اختلال تأمین‌کنندگان، تغییر برنامه استخراج، محدودیت حمل، کمبود ناوگان و نوسانات بازار ماده اولیه کاهش می‌یابد.

برای فولاد سنگان این موضوع اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا هرگونه افت در تأمین خوراک می‌تواند مستقیماً ظرفیت تولید کنسانتره و در ادامه، تولید گندله را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین خرید ماشین‌آلات معدنی صرفاً خرید چند تجهیز سنگین نیست؛ بلکه تبدیل بخشی از ریسک تأمین خوراک از یک متغیر بیرونی به متغیری قابل‌مدیریت در داخل شرکت است.

احتمال کسری خوراک؛ مهم‌ترین محرک اقتصادی تصمیم

یکی از جدی‌ترین دلایل اقتصادی ورود فولاد سنگان به حوزه معدن، فاصله میان نیاز واقعی کارخانه و میزان خوراک قابل‌تأمین از منابع موجود است. هرگونه کاهش در استخراج یا تحویل سنگ می‌تواند شکاف محسوسی میان نیاز کارخانه و خوراک در دسترس ایجاد کند. برای یک واحد بزرگ فرآوری، چنین کسری موضوع کوچکی نیست. این فاصله می‌تواند ظرفیت تولید را تحت فشار قرار دهد، هزینه خرید ماده اولیه از منابع جایگزین را افزایش دهد و برنامه تولید و فروش شرکت را متأثر کند. از این منظر، ورود به معدنکاری بیش از آنکه یک انتخاب توسعه‌ای باشد، به‌تدریج در حال تبدیل شدن به یک ضرورت برای مدیریت ریسک عملیاتی است.

ناوگان ملکی؛ افزایش قدرت مداخله فولاد سنگان

در اختیار داشتن ناوگان معدنی به فولاد سنگان اجازه می‌دهد وابستگی خود را به پیمانکاران و ناوگان بیرونی کاهش دهد و در شرایطی که فرآیند استخراج یا حمل با اختلال مواجه می‌شود، قدرت مداخله مستقیم داشته باشد. این موضوع در ظاهر یک مزیت عملیاتی است، اما در عمل می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای مدیریت تولید تبدیل شود. فولاد سنگان در چنین سناریویی دیگر صرفاً یک تولیدکننده کنسانتره و گندله نخواهد بود؛ بلکه به شرکتی تبدیل می‌شود که بخشی از زنجیره را از ذخیره معدنی و استخراج تا کنسانتره و گندله مدیریت می‌کند.

این تحول سه پیامد راهبردی خواهد داشت:

نخست، افزایش امنیت خوراک و کاهش احتمال افت ظرفیت کارخانه.

دوم، افزایش کنترل شرکت بر بهای تمام‌شده و کیفیت ماده اولیه.

سوم، ایجاد دارایی‌های معدنی بلندمدتی که می‌تواند ارزش اقتصادی شرکت را فراتر از ظرفیت فعلی کارخانه‌های آن افزایش دهد.

با این حال، تحقق کامل این چشم‌انداز به یک شرط اساسی وابسته است: فولاد سنگان باید از مرحله «حضور تجهیزاتی در معدن» عبور کرده و به مدیریت علمی معدن، توسعه ذخایر، اکتشاف، برنامه‌ریزی بلندمدت استخراج و تشکیل سبد متنوع منابع سنگ‌آهن برسد.

ورود فولاد سنگان به فعالیت‌های معدنی را باید نتیجه یک واقعیت ساده اما تعیین‌کننده دانست: در صنعت فولاد، کارخانه‌ای که بر خوراک خود کنترل کافی نداشته باشد، حتی با برخورداری از بهترین تجهیزات فرآوری نیز در معرض ریسک تولید قرار دارد. فولاد سنگان اکنون در منطقه‌ای فعالیت می‌کند که از ذخایر عظیم سنگ‌آهن برخوردار است، اما گلوگاه اصلی آن به‌تدریج از «ذخیره زمین‌شناسی» به «توان استخراج و تحویل مستمر سنگ» منتقل شده است. خرید و به‌کارگیری ماشین‌آلات معدنی، ورود مستقیم به بخشی از عملیات، مشارکت در استخراج، حرکت به سمت خرید معادن و حضور در اکتشاف را باید اجزای یک استراتژی واحد دید: انتقال کنترل خوراک از بیرون شرکت به درون زنجیره مدیریتی فولاد سنگان.

اگر این استراتژی با توسعه ذخایر، معدنکاری علمی، ناوگان کارآمد و تنوع‌بخشی به منابع سنگ‌آهن همراه شود، فولاد سنگان می‌تواند طی سال‌های آینده از یک حلقه بزرگ فرآوری در شرق کشور به یکی از بازیگران یکپارچه معدن و صنایع معدنی ایران تبدیل شود. به همین دلیل، موفقیت راهبرد جدید فولاد سنگان به هماهنگی میان باطله‌برداری، استخراج، بارگیری، حمل و فرآوری وابسته است. مشارکت در استخراج، خرید معادن سنگ‌آهن، حضور در پروژه‌های اکتشاف و بهره‌برداری از محدوده‌های معدنی جدید، توسعه خرید از معادن منطقه و ایجاد منابع جایگزین تأمین خوراک می‌تواند گام بعدی این راهبرد باشد. در صنعت معدن، این تنوع اهمیت زیادی دارد. اتکا به یک معدن، حتی اگر معدن بسیار بزرگی باشد، همواره ریسک‌هایی مانند مشکلات فنی استخراج، تغییر برنامه بهره‌بردار، تأخیر در باطله‌برداری، مشکلات حمل یا سیاست‌گذاری قیمتی را به همراه دارد. در مقابل، مالکیت یا مشارکت در چند منبع معدنی می‌تواند ریسک تأمین را توزیع کند.

استفاده از ذخایر کم‌عیار

ظرفیت توسعه فولاد سنگان تنها به سنگ‌آهن پرعیار محدود نمی‌شود. بخشی از آینده صنعت سنگ‌آهن به بهره‌برداری اقتصادی از ذخایر کم‌عیار و هماتیتی وابسته است. با افزایش عمق معادن و سخت‌تر شدن شرایط استخراج، استفاده از این ذخایر می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند. با عمیق‌تر شدن معادن، نسبت باطله به ماده معدنی معمولاً افزایش می‌یابد و استخراج پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر می‌شود. در چنین شرایطی، اقتصاد معدن بیش از گذشته به فناوری فرآوری، بازیابی سنگ‌های کم‌عیار و بهینه‌سازی عیار حد وابسته خواهد شد. در نتیجه، فولاد سنگان می‌تواند هم‌زمان با توسعه معدنکاری، فناوری فرآوری ذخایر کم‌عیار را نیز ارتقا دهد، و عملاً دامنه منابع قابل‌استفاده خود را افزایش دهد.

یکی از نقاط قوت جدی فولاد سنگان در توسعه فعالیت معدنی، موقعیت جغرافیایی آن است. کارخانه‌های این شرکت در منطقه سنگان خواف و در مجاورت یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های سنگ‌آهن کشور قرار گرفته‌اند. این مجاورت، مزیتی است که بسیاری از واحدهای فولادی کشور از آن برخوردار نیستند. همجواری معدن و کارخانه چند مزیت مستقیم دارد: کاهش مسافت حمل ماده معدنی به کارخانه، امکان هماهنگی بهتر عیار خوراک با نیاز کارخانه، کاهش موجودی احتیاطی، امکان واکنش سریع‌تر به تغییرات برنامه تولید و کاهش بخشی از هزینه‌های لجستیکی. در معدنکاری مدرن، ارزش ذخیره فقط به عیار یا تناژ آن محدود نیست؛ فاصله معدن تا کارخانه و زیرساخت حمل نیز مستقیماً بر ارزش اقتصادی ذخیره اثر می‌گذارد. فولاد سنگان از این نظر دارای یک مزیت ساختاری مهم است. ورود فولاد سنگان به بالادست زنجیره را می‌توان بخشی از روندی گسترده‌تر دانست که طی آن فولادسازان بزرگ تلاش می‌کنند منابع مواد اولیه خود را امن‌تر، متنوع‌تر و قابل‌کنترل‌تر کنند. با افزایش ظرفیت فولاد کشور و دشوارتر شدن دسترسی به ذخایر آماده استخراج، اهمیت این رویکرد در سال‌های آینده بیشتر خواهد شد. بنابراین اگر برنامه توسعه فعالیت‌های معدنی فولاد سنگان ادامه پیدا کند، مدل کسب‌وکار این شرکت طی سال‌های آینده می‌تواند تغییر محسوسی داشته باشد.

bardashtrooz.ir/news/275208

اخبار جدید