به گزارش برداشت روز، به نقل از روابط عمومی سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور، ۱۹۵ محدوده امیدبخش، ۲۹ هدف طلا، ۴۳ هدف مس، ۳۲ هدف آهن، ۱۲ هدف سرب و روی و ۵۷۰ کیلومتر مربع پهنه اولویتدار، بخشی از مهمترین خروجیهای این طرح هستند؛ خروجیهایی که میتوانند مبنای برنامهریزی برای مراحل بعدی اکتشاف و ورود سرمایهگذاران به پروژههای معدنی قرار گیرند.
این طرح در محدودهای به وسعت حدود ۷۵۰۰ کیلومتر مربع و با اجرای ۳۶ پروژه تخصصی در حوزههای مختلف دنبال شده و با برداشت و بررسی بیش از ۷ هزار نمونه زمینشناسی و اکتشافی، مجموعه گستردهای از دادههای پایه و اطلاعات اکتشافی را برای شناخت دقیقتر ظرفیتهای معدنی منطقه فراهم کرده است.
اهمیت این دستاوردها در آن است که بخش قابل توجهی از ظرفیتهای بالقوه منطقه، با استفاده از روشهای نوین و تلفیقی علوم زمین، به اهداف اکتشافی مشخص و اولویتبندیشده تبدیل شدهاند.
۱۹۵ محدوده امیدبخش؛ خروجی اکتشاف تلفیقی
در این طرح، رویکرد اکتشاف تلفیقی بهعنوان یکی از محورهای اصلی مطالعات به کار گرفته شده است. در این فرآیند، لایههای مختلف اطلاعاتی در کنار یکدیگر قرار گرفته و با توجه به شواهد کانیسازی، ساختارهای زمینشناسی و ویژگیهای تکتونو–متالوژنیک منطقه، اهداف دارای اولویت بالاتر مشخص شدهاند.
حاصل این مطالعات، شناسایی ۱۹۵ محدوده امیدبخش حاصل از تلفیق و مدلسازی اکتشافی بوده است. این محدودهها عمدتاً در سه تیپ اصلی کانیسازی دستهبندی شدهاند و مبنایی برای برنامهریزی مراحل بعدی اکتشاف، مطالعات صحرایی و ارزیابی دقیقتر پتانسیل ذخایر به شمار میروند.
در واقع، یکی از خروجیهای مهم طرح، تبدیل مجموعه بزرگی از دادههای خام زمینشناسی و اکتشافی به اهداف مشخص و قابل پیگیری برای ادامه عملیات اکتشاف است؛ موضوعی که میتواند زمان و هزینه شناسایی اهداف جدید را کاهش داده و فعالیتهای اکتشافی را به سمت مناطق دارای شواهد قویتر هدایت کند.
۵۷۰ کیلومتر مربع هدف اولویتدار برای ادامه اکتشاف
بر اساس نتایج نهایی تلفیق و مدلسازی، حدود ۵۷۰ کیلومتر مربع از محدوده ۷۵۰۰ کیلومتر مربعی طرح، معادل حدود ۷/۷ درصد از کل پهنه مطالعاتی، بهعنوان محدودههای امیدبخش برای بازدید صحرایی و انجام مطالعات تکمیلی پیشنهاد شده است.
از این میزان، حدود ۱۹۴ کیلومتر مربع به تیپ طلای اپیترمال، ۲۵۵ کیلومتر مربع به تیپ سولفید تودهای و ۱۲۲ کیلومتر مربع به تیپ طلای کوهزایی اختصاص دارد.
این دستهبندی، امکان تمرکز عملیات اکتشافی بر مدلهای مشخص کانیسازی را فراهم میکند و به سرمایهگذاران و مجریان اکتشاف اجازه میدهد به جای جستوجوی گسترده و کمهدف، عملیات خود را بر روی پهنههایی متمرکز کنند که از نظر شواهد زمینشناسی، ژئوشیمیایی و دورسنجی اولویت بیشتری دارند.
نتایج مطالعات زمینشناسی انجامشده در چارچوب این طرح نیز شواهد متعددی از شرایط مناسب زمینشناسی برای شکلگیری و تمرکز کانیسازی در منطقه ارائه کرده است.
در بلوک تکاب–مهاباد، واحدهای آتشفشانی، داسیتی و آذرآواری، واحدهای اسیدی و لاپیلی توف و همچنین نهشتهها و گدازههای آتشفشانی کواترنری با ترکیب بازالتی شناسایی و بررسی شدهاند. در بخشهایی از منطقه نیز اسکوریا و بمبهای آتشفشانی گسترش دارند.
مطالعات رسوبشناسی نیز حضور نهشتههای رسوبی کواترنری از جمله تراورتن، نهشتههای آبرفتی مخروطافکنهای، دشت سیلابی و پلایا و خاکهای نابرجا را نشان داده است.
از سوی دیگر، وجود مجموعهای از ساختارهای گسلی شامل گسلهای رانده، امتدادلغز و عادی و همچنین مجموعه متنوعی از سنگهای آذرین درونی شامل گرانودیوریت، گرانیت، گابرو، دیاسیت، ریوداسیت، ریولیت و سینیت، در کنار دایکها و سیلهای گرانیتی و دایکهای دیابازی، از جمله شواهدی هستند که در تحلیل محیط زمینشناسی و تکتونو–متالوژنیک منطقه مورد توجه قرار گرفتهاند. این ویژگیها در کنار شواهد ژئوشیمیایی و دورسنجی، مبنای شناسایی و مدلسازی بسیاری از اهداف اکتشافی جدید قرار گرفتهاند.