۰۳:۱۴ - ۸ مهر ۱۴۰۵

آخرین اخبار
بهره‌وری در صنعت فولاد مفهومی فراتر از افزایش مقدار تولید است. در نگاه علمی، بهره‌وری به رابطه میان ستانده و نهاده‌های مصرف‌شده برای تولید خروجی اشاره دارد؛ از این رو، افزایش بهره‌وری می‌تواند از مسیر افزایش تولید با منابع ثابت، تولید مقدار مشابه با منابع کمتر، کاهش اتلاف و توقف، ارتقای کیفیت، کاهش هزینه تمام‌شده و افزایش قابلیت اتکای فرآیند حاصل شود. اهمیت این موضوع در صنایع معدنی و فولادی به دلیل شدت مصرف انرژی، آب، مواد اولیه، سرمایه و تجهیزات، دوچندان است.

به گزارش برداشت روز، شرکت‌های فولادی در شرایطی فعالیت می‌کنند که محدودیت در تأمین نهاده‌های اصلی، ناترازی انرژی، چالش‌های لجستیکی و تغییرات بازار، ضرورت استفاده مؤثرتر از ظرفیت‌های موجود را افزایش داده است. در چنین شرایطی، بهره‌وری دیگر صرفاً یک شاخص پسینی برای سنجش عملکرد نیست، بلکه می‌تواند به یکی از مبانی تصمیم‌گیری و مدیریت ریسک تولید تبدیل شود. برنامه‌ریزی برای حفظ تولید در شرایط محدودیت سنگ‌آهن، برق، گاز و حمل‌ونقل، تنوع‌بخشی به منابع و بازارها، سرمایه‌گذاری در حوزه انرژی و آب، توسعه ظرفیت همراه با توجه به کیفیت و استفاده از فناوری و داده، همگی می‌توانند در چارچوب یک رویکرد یکپارچه به بهره‌وری تعریف شوند.

در همین چارچوب، فولاد سنگان بهره‌وری را صرفاً از منظر افزایش تناژ تولید دنبال نمی‌کند و آن را در ارتباط با خلق ارزش، تداوم تولید و استفاده مؤثرتر از منابع و ظرفیت‌های موجود می‌توان مورد بررسی قرار داد. هدف سالانه تولید ۵ میلیون تن کنسانتره و ۵ میلیون تن گندله، یک هدف عملیاتی مهم محسوب می‌شود، اما به‌تنهایی برای ارزیابی بهره‌وری کافی نیست؛ زیرا فاصله میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی تحت تأثیر مجموعه‌ای از متغیرهای زنجیره‌ای قرار دارد.

از این منظر، ظرفیت اسمی زمانی به ارزش اقتصادی تبدیل می‌شود که ماده اولیه، انرژی، تجهیزات، آب، نیروی انسانی، حمل‌ونقل، سرمایه در گردش و بازار فروش به‌صورت هماهنگ در دسترس باشند. بنابراین، رویکرد بهره‌ور در فولاد سنگان را می‌توان حرکت از تولیدمحوری صرف به سمت اقتصادمحوری تولید دانست؛ به این معنا که تصمیم‌های عملیاتی باید هم‌زمان از منظر مقدار تولید، کیفیت، هزینه، مصرف منابع و ریسک توقف مورد ارزیابی قرار گیرند. حتی تصمیمی که در کوتاه‌مدت هزینه بیشتری ایجاد می‌کند، چنانچه از توقف زنجیره، تحمیل هزینه‌های ثابت و از دست رفتن فروش جلوگیری کند، می‌تواند از منظر اقتصادی در راستای بهره‌وری قرار گیرد.

یکی از ابعاد مهم این رویکرد، پیوند بهره‌وری با مدیریت ریسک و تداوم تولید است. فولاد سنگان در محیطی فعالیت می‌کند که محدودیت‌های بیرونی در تأمین خوراک، انرژی، لجستیک و سایر نهاده‌ها می‌تواند بر عملکرد واحدهای تولیدی اثر بگذارد. کاهش تولید در چنین شرایطی تنها به معنای از دست رفتن بخشی از محصول نیست، بلکه می‌تواند به کاهش بهره‌برداری از ظرفیت، افزایش سهم هزینه‌های ثابت در هر تن محصول، کاهش فروش و افت سودآوری منجر شود. از این رو، هزینه توقف باید در کنار هزینه تأمین نهاده‌ها در تصمیم‌های مدیریتی مورد توجه قرار گیرد.

این نگاه، مفهوم بهره‌وری را به تاب‌آوری پیوند می‌دهد. شرکتی که بتواند اثر شوک‌های مربوط به خوراک، انرژی، لجستیک یا بازار را کاهش دهد، عملاً از ظرفیت موجود خود بهره‌برداری مؤثرتری کرده است. بنابراین، در مورد فولاد سنگان، بهره‌وری را می‌توان با شاخص‌هایی مانند کاهش زمان توقف، افزایش آماده‌به‌کاری تجهیزات، کاهش اتلاف منابع، حفظ تولید در شرایط محدودیت و افزایش قابلیت پیش‌بینی عملیات نیز سنجید و آن را صرفاً به مقدار محصول نهایی محدود نکرد.

از سوی دیگر، جغرافیا و لجستیک نیز در تعریف بهره‌وری فولاد سنگان اهمیت ویژه‌ای دارد. موقعیت این شرکت در نزدیکی ذخایر بزرگ سنگ‌آهن، یک مزیت مهم در دسترسی به ماده اولیه ایجاد می‌کند، اما فاصله از مراکز بزرگ صنعتی و بنادر، هزینه و ریسک لجستیک را افزایش می‌دهد. در نتیجه، بهره‌وری در چنین شرایطی نمی‌تواند صرفاً یک مسئله درون‌کارخانه‌ای باشد و باید کل زنجیره از استخراج و تأمین سنگ‌آهن تا فرآوری، انرژی، آب، حمل‌ونقل و بازار را دربرگیرد.

این نگاه زنجیره‌ای به بهره‌وری از آن جهت اهمیت دارد که به جای بهینه‌سازی جداگانه هر واحد، عملکرد کل سیستم مورد توجه قرار می‌گیرد. در یک زنجیره فولادی، افزایش ظرفیت یک بخش بدون رفع گلوگاه‌های حمل‌ونقل یا انرژی ممکن است ارزش اقتصادی متناسبی ایجاد نکند. بنابراین، سرمایه‌گذاری زمانی بیشترین اثر بهره‌وری را خواهد داشت که گلوگاه واقعی سیستم را هدف قرار دهد و موجب افزایش هماهنگی میان بخش‌های مختلف زنجیره شود.

در این میان، انرژی یکی از مهم‌ترین محورهای بهره‌وری و تداوم تولید محسوب می‌شود. ناترازی انرژی از مهم‌ترین ریسک‌های عملیاتی صنعت فولاد ایران است و ناترازی برق کشور بیش از ۲۱ هزار مگاوات گزارش شده است. در چنین شرایطی، پروژه نیروگاه بادی ۲۰۰ مگاواتی فولاد سنگان را نمی‌توان صرفاً یک پروژه تولید برق تلقی کرد؛ بلکه این طرح بخشی از رویکرد کاهش وابستگی به شبکه، افزایش امنیت انرژی و کاهش احتمال توقف تولید محسوب می‌شود.

اهمیت این سرمایه‌گذاری از منظر بهره‌وری تنها به میزان برق تولیدشده محدود نمی‌شود. تأمین پایدارتر انرژی می‌تواند در صورت کاهش ساعات توقف، افزایش ضریب بهره‌برداری تجهیزات و افزایش قابلیت پیش‌بینی برنامه تولید، آثار اقتصادی خود را در کل زنجیره تولید نشان دهد. در واقع، این رویکرد تفاوت میان مصرف بهینه یک نهاده و مدیریت بهره‌ور کل سیستم را نشان می‌دهد؛ زیرا هدف صرفاً کاهش مصرف انرژی نیست، بلکه افزایش قابلیت اتکای تولید نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.

مصرف آب بخش صنعت حدود ۳.۳ درصد است و عمده مصرف آب در کشور مربوط به حوزه کشاورزی است. با این حال آب نیز یکی دیگر از محورهای کلیدی بهره‌وری منابع در فولاد سنگان است. سهم اندک مصرف آب در کارخانه های فولادی و معدنی مثل فولاد سنگان نکته مهم و قابل توجهی دارد. بازچرخانی حدود ۸۵ درصد آب مصرفی کارخانه‌های فولاد سنگان نمونه بارزی از مدیریت بهره‌ور منابع است. اهمیت این شاخص تنها در کاهش مصرف آب خلاصه نمی‌شود، بلکه افزایش ظرفیت تداوم تولید در شرایط محدودیت منابع نیز از نتایج چنین رویکردی است. در کنار آن، پروژه جمع‌آوری و تصفیه فاضلاب شهر تایباد و انتقال آب به دشت کرات و سپس فولاد سنگان، همچنین مشارکت در طرح انتقال آب دریای عمان به خراسان رضوی، نشان می‌دهد که مدیریت منابع آب در این شرکت صرفاً به کاهش مصرف داخل کارخانه محدود نشده و تأمین پایدار آب نیز در سطح راهبردی دنبال می‌شود.

از این منظر، بهره‌وری آب در فولاد سنگان از مفهوم کاهش مصرف فراتر می‌رود و به افزایش امنیت منابع و تداوم تولید گسترش پیدا می‌کند. چنین رویکردی به‌ویژه در صنعت فولاد که آب یکی از نهاده‌های مهم فرآیند محسوب می‌شود، می‌تواند نقش مستقیمی در کاهش ریسک‌های عملیاتی و پایداری فعالیت‌های تولیدی داشته باشد.

در کنار مدیریت انرژی و آب، توسعه ظرفیت نیز زمانی می‌تواند در خدمت بهره‌وری قرار گیرد که هم‌زمان کیفیت و هزینه را مورد توجه قرار دهد. پروژه کنسانتره هماتیتی فولاد سنگان با پیشرفت فیزیکی حدود ۵۲ درصد، نمونه‌ای از توسعه همراه با استفاده از شیوه‌های علمی مدیریتی و فناوری‌های نوین است. در این رویکرد، توسعه صرفاً به معنای افزودن ظرفیت نیست؛ بلکه توسعه بهره‌ور باید هم‌زمان ظرفیت تولید، کیفیت محصول و هزینه تمام‌شده را هدف قرار دهد.

در همین راستا، ابزارهایی مانند دیسپچینگ هوشمند، پایش آنلاین، نگهداری پیش‌بینانه، کنترل موجودی، ذخیره‌سازی قطعات حیاتی و کاهش ضایعات و دوباره‌کاری می‌توانند مکمل توسعه ظرفیت باشند. اهمیت این ابزارها در آن است که مدیریت را از واکنش پس از وقوع مشکل به سمت شناسایی زودهنگام انحراف و پیشگیری از توقف سوق می‌دهند. در چنین مدلی، داده صرفاً برای گزارش‌دهی تولید مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، بلکه مبنای تصمیم‌گیری درباره گلوگاه‌ها، هزینه توقف، مواد مصرفی و ظرفیت بلااستفاده قرار می‌گیرد.

این رویکرد در حوزه سرمایه انسانی و فناوری نیز اهمیت پیدا می‌کند. بهره‌وری تجهیزات و انرژی بدون بهره‌وری انسانی پایدار نخواهد ماند. آموزش، جانشین‌پروری، توسعه مهارت‌های فنی، فرهنگ ایمنی، نظام‌های انگیزشی و مشارکت کارکنان در اصلاح فرآیندها، از اجزای مدل افزایش بهره‌وری هستند. سازمانی که دانش فنی را در ساختار خود توزیع کرده باشد، در مواجهه با اختلالات عملیاتی وابستگی کمتری به افراد یا نقاط خاص خواهد داشت.

در مرحله بعد، تحول دیجیتال و فناوری‌های نوین می‌توانند ماهیت بهره‌وری را تغییر دهند. توانایی کارکنان در کار با داده، اتوماسیون، نگهداری پیش‌بینانه، کنترل کیفیت و سامانه‌های هوشمند به بخشی از زیرساخت بهره‌وری تبدیل می‌شود. بنابراین، مدیریت بهره‌ور در فولاد سنگان را باید ترکیبی از فناوری، فرآیند و سرمایه انسانی دانست و آن را صرفاً به خرید تجهیزات یا افزایش ظرفیت محدود نکرد.

در نهایت، بهره‌وری تولید زمانی به ارزش اقتصادی تبدیل می‌شود که محصول در بازار مناسب و با شرایط اقتصادی قابل قبول به فروش برسد. از این منظر، تنوع‌بخشی به بازارهای داخلی، صادراتی و عرضه در بورس کالا یکی از محورهای تاب‌آوری فروش فولاد سنگان محسوب می‌شود. این رویکرد می‌تواند ریسک تمرکز درآمد را کاهش دهد و به شرکت امکان دهد در برابر تغییرات رکود، قیمت و برنامه تولید مشتریان انعطاف بیشتری داشته باشد.

به این ترتیب، بهره‌وری در فولاد سنگان مفهومی صرفاً فنی نیست و از ابتدای زنجیره تأمین تا انتهای زنجیره ارزش امتداد پیدا می‌کند. حجم تولید، قیمت فروش، هزینه انرژی، قیمت ماده اولیه، هزینه حمل و شرایط بازار در کنار یکدیگر نتیجه اقتصادی عملیات را تعیین می‌کنند. بنابراین، افزایش بهره‌وری زمانی معنا پیدا می‌کند که به جای تمرکز بر یک شاخص منفرد، عملکرد کل زنجیره مورد توجه قرار گیرد.

بر این ‌اساس، مجموعه اقداماتی مانند هدف‌گذاری تولید ۵ میلیون تن کنسانتره و ۵ میلیون تن گندله، احداث نیروگاه بادی ۲۰۰ مگاواتی، بازچرخانی حدود ۸۵ درصد آب، پروژ‌های انتقال آب، پیشرفت پروژه کنسانتره هماتیتی، استفاده از منابع جایگزین خوراک، توسعه بازارها و ورود به عملیات معدنکاری را می‌توان در چارچوب یک رویکرد مشترک مورد بررسی قرار داد. این اقدامات، در کنار استفاده از فناوری، داده، نگهداری پیش‌بینانه و توسعه سرمایه انسانی، به دنبال افزایش توان شرکت برای تولید پایدار با مصرف بهینه‌تر منابع و آسیب‌پذیری کمتر در برابر شوک‌های بیرونی هستند.

ازاین‌رو، بهره‌وری در فولاد سنگان را نمی‌توان به یک شاخص منفرد مانند تناژ تولید یا مصرف یک نهاده تقلیل داد. الگوی مورد اشاره، بهره‌وری را در پیوند با تداوم تولید، کاهش توقف، مدیریت گلوگاه‌ها، امنیت انرژی و آب، تنوع‌بخشی به خوراک و بازار، توسعه فناوری، کیفیت محصول و سرمایه انسانی تعریف می‌کند. در این چارچوب، پروژه‌ها و برنامه‌های مختلف شرکت تصمیم‌هایی منفرد و جدا از یکدیگر نیستند، بلکه می‌توان آن‌ها را اجزای یک منطق مشترک دانست؛ منطقی که هدف آن افزایش توان شرکت برای خلق ارزش بیشتر از منابع، ظرفیت و سرمایه موجود است.

بنابراین، وجه تمایز رویکرد بهره‌وری در فولاد سنگان را می‌توان در حرکت از تولید بیشتر به سمت خلق ارزش بیشتر جست‌وجو کرد. در چنین رویکردی، تصمیم‌گیری بر پایه داده، مدیریت ریسک، رفع گلوگاه‌ها، کاهش اتلاف و افزایش تاب‌آوری انجام می‌شود و توسعه ظرفیت نیز هم‌زمان با توجه به کیفیت، هزینه و امنیت منابع دنبال خواهد شد. در این صورت، مزیت فولاد سنگان صرفاً در برخورداری از ذخایر معدنی منطقه خلاصه نمی‌شود، بلکه در توان تبدیل این مزیت به یک زنجیره تولید پایدار، منعطف، کم‌هزینه و قابل اتکا معنا پیدا می‌کند.

bardashtrooz.ir/news/274252

اخبار جدید