19:25 - 2 اسفند 1404

آخرین اخبار

به گزارش برداشت روز، علم نوین در شرایط مرزی خوب کار میکند. در مکانیک سیالات دو نوع جریان آرام و آشفته داریم. تحلیل جریان آرام ساده و تحلیل جریان آشفته نیازمند حل معادلات غریب است. معادلات ریاضیات مهندسی با یاری شرایط مرزی قابل حل هستند. در شرایط مرزی معادلات ابتدا ساده‌سازی و سپس حل میشوند. خیلی زیباست ولی اگر شرایط مرزی نداشتیم چه؟ البته علم شرایط مرزی میسازد. مثلا علم پزشکی در مواجهه با پدیده‌ی پیچیده‌ای به نام بدن انسان، کار را از بررسی جنازه‌ها شروع کرد. در جراحی قلب سایر امور جاری بدن انسان را کنترل میکنند و به حل مشکل یک عضو در شرایطی تحت کنترل میپردازند. مرض را در مرز گیر انداخته و درمان میکنند. اما گاه امکان حذف یا کنترل کردن سایر عوامل موثر در بدن، در جامعه‌ی انسانی و در کره‌ی زمین وجود ندارد.

مسئله‌ی مرزی

در دیواره‌ی لوله که پارامترها ساده‌سازی شده باشند، در آسیب‌دیدگی‌های شدید یا گرفتگی عروق که باز هم مسئله ساده‌سازی شده و فقط مرگ و زندگی مهم است، در این لحظات و نقاط میتوان بسیاری از پارامترها را نادیده گرفته یا کنترل کرد. علم در چنین نقاطی ایده‌آل عمل میکند. سیستمی بسیار پیچیده همچون بدن انسان که رگ آن گرفته است،‌ علم ورود کرده و بسیاری از پارامترهای دیگر را کنترل میکند تا دقیقا به هدفی که به آن داده شده است بزند. رگ را پاکسازی کرده یا به کل تعویض میکند. اما برای زندگی هر روزه توان ارائه‌‌ی نسخه‌های موثر ندارد. برای امراض پیچیده‌تر ناتوان است. در بسیاری از مریضی‌های غیرمرزی که امکان انکار سایر پارامترها وجود ندارد، از جمله بیماری‌های روحی روانی، مغز و اعصاب و مریضی‌های خودایمنی، علم کم و بیش دست‌ها را به نشانه‌ی تسلیم بالا برده است. کورتون که از جمله داروهای محبوب بیماری‌های خودایمنی است اصل بیماری را کنترل میکند ولی جای دیگری از بدن را میپوکاند.

چرا از علم پزشکی حرف میزنیم؟ چون پزشکی با سیستمی پیچیده سر و کار دارد. سیستمی که برخلاف مهندسی ساختمان، موضوع بررسی را آجر به آجر به دست خود و از پایه نساخته است.

موفقیت قاطع علم در علوم مهندسی

هوش مصنوعی شاهکار مهندسی کامپیوتر است. توان مقاوم‌سازی ساختمانهای زیبا را در برابر زلزله‌ ۱۰ ریشتری هم داریم. مهندسان مکانیک انواع و اقسام ماشین‌آلات پیچیده همچون کمپرسور اسکرو، پمپ آب،‌ دریل واگن، تجهیزات سکوی نفتی،‌ هواپیما و فضاپیما ساخته اند، لوح‌های مزین به پیام ما برای آدم فضایی‌ها از منظومه‌ی شمسی خارج شده و مهندسان متالورژی مواد دیامغناطیس میسازند. مهندسان جادوگران جهان علم هستند. ما بر ماه انسان پیاده میکنیم و روی مریخ به حفاری میپردازیم، ولی همچنان نمیدانیم انسان اعزامی به اختیار رفته یا پای جبری در کار است.

اعلام دیکتاتوری علم و دین‌‌سازی

اقتصاد رفتاری را نادیده گرفتند و سرکوب کردند، ولی پس از دهه‌ها ناگهان نائل به دریافت جایزه‌ی نوبل شناخته شد. آفرین، علم خوداصلاحگر است! اما مسئولیت منجلابی که در آن هستیم و فرو رفتیم را هم بپذیرید. این حجم از مصرف‌گرایی نتیجه‌ی مسیحیت، اسلام و شهود انسانی است یا علم؟‌ گرمایش زمین میوه‌ی کدام مسلک است؟ علم آنجا به خطا رفت که جایگاه خود، به عنوان ابزاری در دستان بشر و در کنار سایر ابزار، را فراموش کرده و خویش را تنها راه سعادت معرفی کرد.

علم با ساده‌سازی، با اعلام خدایی در شرایط مرزی و تعمیم آن خدایی به شرایط پیچیده‌ی جاری در ۹۹ درصد سایر امور ما را به منجلاب‌هایی هدایت کرده و حال هم توقع تداوم پیروی بی چون و چرا دارد. او نشون داده راه‌حل مشکلات پیچیده را ندارد. علم راه و روش تاتی تاتی کردن بود، خود را جدی گرفت و فاجعه به بار آورد. حال همه را به اطاعت بی‌چون و چرا از این نونهال ۲ ساله و دیکتاتور فرامیخواند. چرا؟ چون در خود مکانیسم خوداصلاح‌گری دارد؛ در دنیای کوچک خودش. برای حل مسئله‌ی گرمایش زمین چه راه‌حلی پیشنهاد میکند؟ برای افزایش دیوانه‌وار خودکشی دختران نوجوان از سال ۲۰۱۰، که به تشخیص جامعه‌شناسان نتیجه‌ی مستقیم رشد شبکه‌های اجتماعی است، چطور؟

پیش از بیگ بنگ چه بوده است؟

شهود: نمیدانم

دین‌های قدیمی: نمیدانم ولی یکی هست که میداند.

علم: نمیدانم ولی دنبال من بیا، بالاخره خواهم فهمید. به دیگران گوش نکن و فقط دنبال من بیا.

بالاخره خواهی دانست! اما آیا پیش از آن، بحران‌ها با سرعت به تو نخواهند رسید و تحمل انسان‌ها طاق نخواهد شد؟

علم مشکل و مشکلاتی ساخته است که توان حل آنها را ندارد. علم توان حرکت با سرعت و شتابی که جهان در حال نابودی است را ندارد. دیکتاتورهای کشورهای مختلف در این نقطه با علم شریکند، لحظه‌ی سقوط زمانیست که از نتیجه‌ی اشتباهات خود، ‌از بهمن حاصل جا میمانند و توان پاسخگویی به تمام مسائل پیچیده و در هم‌تنیده و سرعت شگفت‌انگیز وقایع را ندارند.

یا علم از مقام خدایی استعفا داده و فروتنی خواهد آموخت یا شاهد تداوم کوچ مردم به روش‌های جایگزینی چون کف‌بینی و جادوگری بوده و به سوی آخرالزمان خواهیم رفت.

شکست علم در ۱۵ تا ۲۰ سال آینده

علم گاه با روش علمی به اشتباه گرفته میشود. روش علمی رویکردیست برای کشف حقایق که در آن تلاش اساسی بر تکرارپذیری است. در فرایندهای مبتنی بر روش علمی، یافته‌های شما می بایست از کوره‌ی تست‌های تکرارپذیری و ملاحظه‌ی همکاران دانشگاهی سربلند خارج شوند تا روش را به درستی پیاده کرده باشید.

در فرآیند روش علمی، یافته‌ها‌ ذهنی‌زدایی میشوند. در زبان انگلیسی دو وا‌ژه‌ی سابجکتیو و آبجکتیو به ترتیب به معانی ذهنی و عینی در فارسی برگردانده شده اند. خروجی‌های روش علمی به تایید دانشمندان دیگر میرسند. دیگران، بارها و بارها ادعاها و نتایج شما را به آزمون میبرند تا صحت آنها سنجیده شود.

اگر ادعا کنید روح دیده اید، این تجربه‌ی ذهنی شماست، چنین تجربه‌ای را نمیتوان با روش علمی به حقیقتی عینی مبدل ساخت. حقایق عینی یا آبجتیو حقایقی چون صندلی مقابل من هستند، دیگران هم آن را میبینند و امکان شمارش پیچ و مهره‌های آن را دارند.

عالم در کنجی از اتاق نشسته و جهان را نظاره میکند، با روش علمی و با توجه به زاویه‌ی خود، قطعه قطعه‌ی این پازل عظیم را با کیفیت بسیار بالایی برملا میکند، میشکافد و مرزهای ناحیه‌ی تماشا را گسترش میدهد. حال چرا این تماشا ضعیف است؟ زاویه و توان این ابزار محدود است. درک بهتر این ضعف با شناخت رقیب روش علمی آسانتر خواهد بود.

روش علمی: برای تصویرسازی حقیقت از گوشه‌ای شروع میکند. میکاود، نور می افکند و پیش میرود. تصویر علمی به مراتب تصویری شفافتر و با کیفیت HD است، اما علم نباید شهود را دست کم بگیرد یا انکار کند. شهود برای قسمتهای تاریک تصویر طرح‌واره‌های معتبری دارد. چرا انکار کرده و میلیون‌ها سال دانش را دور بریزیم؟

رقیب روش علمی شهود است. شهود در علمی‌ترین تعریف آن چکیده‌ی دانشی است که ما از میلیون‌ها سال تکامل خویش به ارث آورده ایم. شهود یعنی نگاهی کل‌نگر به تصویر حقیقت. نگاهی با کیفیت پایین، ولی به کل تصویر. شهود ابزار دیگری برای مشاهده‌ی حقیقت است و در تعارض با علم که تنها گوشه‌ی کوچکی از تصویر عظیم حقیقت جهان را با کیفیتی بسیار بالا رصد میکند، قرار میگیرد.

شهود: پس از میلیونها سال تکامل، چشمان ما به تاریکی اتاق عادت کرده و طرح جامع ولی مبهمی از حقیقت جهان میبیند. دانش شهودی سینه به سینه، در ژن‌های ما با اپی‌ژنتیک نگاشته شده و میراث ماست. شهود طرحی کامل از حقیقت جهان دارد، ولی کیفیت آن پایین و پیکسلی است. تصویر مبهم خود خطای دید به همراه دارد. 

برای آدم عاقل اینها رقیب نیستند، رفیقند. انسان عاقل از هر دوی لنزهای موجود برای تماشای حقیقت، به جا و به هنگام، بهره میبرد. تا ۲۰ سال آینده این روش علمی نیست که شکست میخورد، روش علمی ابزار است. علم نوین شکست میخورد. علمی که پرمدعاست.

قصه‌گویی نسل جدید

علم در روایتگری عقیم است و رقیب غول آسایی چون داستان‌سرایی در مقابل آن ایستاده است.. عوام اشتیاق زیادی برای شنیدن یافته‌های آماری و علمی شما ندارند. روش علمی برای پیشرفت مورچه‌ای طراحی شده است، یافته‌های هیجان‌انگیز علمی خیلی نادرند.

در گذشته قصه‌گویی در دستان پرتوان گروهی اندک پدیدار میشد. نویسندگانی که توان نگارش ۳۰۰ صفحه کتاب خواندنی دارند یا فیلمسازانی که ۱ تا چند ساعت تصویر تماشایی تدوین میکردند. شبکه‌های اجتماعی و دوربین‌های موبایل و ابزارهای مختلف دیگری که در پی آنها قصه‌گویی آسانتر شده، قصه‌گویی را در تمام جهان و در اختیار خیلی از افراد بخصوص نسل جدید پراکنده کرده… علم تاب چنین مبارزه ای را دارد؟

دو شکل شکست ممکن

هر غالبی نهادهایی در اختیار دارد و برای شکوفایی قدرت آن نهادها میجنگد. علم از این قاعده مستثنی نیست. در ۲۰ سال آینده جنگ نهادهای علم با صدها میلیون قصه‌گوی پراکنده در سطح جهان به صحنه خواهد رفت و شهود هم هیچ سر پذیرش شکست نداشته و در موارد متعددی به یارای داستان‌سرایان خواهد شتافت.

نهادهای علم یا شکست روی صحنه را پذیرفته و سلاح بر زمین گذاشته و میپذیرند که افراط در تاختن بر شهود خطا بوده، یا اخلاق را میبازند و به عصر دیکتاتوری علم و عالمان، علم‌پرستی و بکارگیری ابزار هوش مصنوعی برای اهداف دین علم نزول خواهیم کرد.

bardashtrooz.ir/news/252252

اخبار جدید