به گزارش برداشت روز، افزایش مداوم هزینههای زندگی، تورم بالا و کاهش محسوس قدرت خرید، باعث شده سفر رفتن برای بخش قابلتوجهی از خانوادههای ایرانی دیگر یک انتخاب ساده و بدیهی نباشد. آمارها و گزارشهای رسمی نشان میدهد در سالهای اخیر، سهم سفر از سبد هزینه خانوار بهشدت کاهش یافته و برای بسیاری از مردم، عملاً از دسترس خارج شده است. هرچند سفر بهطور کامل از زندگی ایرانیها حذف نشده، اما تغییر شکل داده و از یک فعالیت عادی و تفریحی به تصمیمی پرهزینه، پرریسک و گاه دستنیافتنی تبدیل شده است؛ وضعیتی که حالا صنعت گردشگری کشور را نیز با رکودی عمیق و چالشهای جدی مواجه کرده است.
سفر چه زمانی به کالای لوکس تبدیل شد؟
تا اواخر دهه ۹۰، سفر برای بخش قابلتوجهی از خانوارهای ایرانی یک فعالیت نسبتاً عادی و در دسترس به شمار میرفت. آمارها نشان میدهد در سال ۱۳۹۷، حدود ۶۸.۷ درصد خانوارها حداقل یک بار در سال سفر میرفتند و تعداد کل سفرهای داخلی به بیش از ۱۱۲ میلیون سفر میرسید. اما از سال ۱۳۹۸ به بعد، مجموعهای از شوکهای اقتصادی و اجتماعی ـ از ناآرامیهای داخلی و تنشهای منطقهای گرفته تا همهگیری کرونا و جهشهای پیاپی تورم ـ بهتدریج جایگاه سفر را در سبد مصرف خانوار تغییر داد و آن را از یک حق طبیعی به یک هزینه لوکس و اختیاری تبدیل کرد
گزارشهای رسمی نشان میدهد با تشدید تورم و کاهش قدرت خرید، فشار هزینههای ضروری زندگی بهویژه خوراک و مسکن به حدی افزایش یافته که در سال ۱۴۰۳ حدود ۸۰ درصد درآمد خانوارهای ایرانی صرف همین دو قلم شده است. در چنین شرایطی، سهم سایر نیازها از جمله تفریح و گردشگری بهشدت محدود شده و برای بخش بزرگی از جامعه عملاً حذف شده است
این تغییر زمانی ملموستر میشود که هزینه سفر با توان واقعی خانوار مقایسه شود. بر اساس دادههای بانک مرکزی، متوسط هزینه سالانه هر خانوار برای تفریح و سرگرمی در سال ۱۴۰۲ حدود ۱۲.۵ میلیون تومان بوده؛ رقمی که حتی کفاف یک سفر ساده داخلی را هم نمیدهد. در مقابل، برآوردها نشان میدهد هزینه یک سفر داخلی متوسط برای هر نفر بیش از ۱۵ تا ۱۶ میلیون تومان است؛ به این معنا که یک خانواده سهنفره برای یک سفر کوتاه باید چند برابر کل بودجه تفریح سالانه خود هزینه کند. همین شکاف، مفهومی به نام «خط فقر سفر» را به ادبیات گردشگری کشور وارد کرده است؛ خطی که بر اساس آن، حدود ۷۵ درصد خانوارهای ایرانی زیر آستانه توان مالی سفر قرار دارند
نتیجه این فشار اقتصادی در آمارهای سفر کاملاً مشهود است. تعداد سفرهای داخلی از ۱۱۲ میلیون در سال ۱۳۹۷ به حدود ۷۰ میلیون سفر در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته و سهم خانوارهایی که حداقل یک سفر در سال دارند به حدود ۵۲ درصد سقوط کرده است. به بیان دیگر، سفر برای بخش بزرگی از جامعه نهتنها سختتر، بلکه عملاً دستنیافتنی شده و از یک تجربه عادی به تصمیمی پرهزینه و استرسزا تبدیل شده است؛ تغییری که میتوان آن را نقطه عطف تبدیل «سفر» از حق طبیعی به کالایی لوکس در زندگی ایرانیان دانست.
آیا مردم دیگر سفر نمیروند یا فقط نمیتوانند؟
نگاهی به آمارها نشان میدهد کاهش سفر در ایران الزاماً به معنای «بیعلاقگی» مردم به سفر نیست، بلکه بیش از هر چیز به محدود شدن توان مالی و تغییر شرایط اقتصادی بازمیگردد. دادههای رسمی حاکی است در سال ۱۴۰۰ نزدیک به ۷۰ درصد خانوارهای ایرانی هیچ سفری انجام ندادهاند؛ رقمی که اگرچه پس از عبور از دوران کرونا تا حدی بهبود یافته، اما حتی در سال ۱۴۰۳ نیز حدود نیمی از خانوارها در طول سال سفر نرفتهاند. این در حالی است که در سال ۱۳۹۷، بیش از دو سوم خانوادهها حداقل یک بار در سال به سفر میرفتند
کاهش تعداد سفرها نیز همین روند را تأیید میکند. تعداد کل سفرهای داخلی ایرانیان از حدود ۱۱۲ میلیون سفر در سال ۱۳۹۷ به حدود ۷۰ میلیون سفر در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ افتی نزدیک به ۳۷ درصد که بیانگر رکود عمیق در گردشگری داخلی است. با این حال، این ارقام لزوماً به معنای حذف کامل سفر از زندگی مردم نیست، بلکه نشان میدهد سفر برای بسیاری از خانوادهها از یک انتخاب در دسترس به گزینهای محدود و دشوار تبدیل شده است
بررسی جزئیتر آمارها نشان میدهد حتی خانوادههایی که هنوز سفر میروند نیز الگوی سفر خود را بهشدت تغییر دادهاند. در سال ۱۴۰۰ بیش از ۵۸ درصد سفرهای ثبتشده بدون اقامت شبانه و کمتر از ۲۴ ساعت بوده و تنها ۱۶ درصد سفرهای دارای اقامت با هدف گردش و تفریح انجام شده است؛ بخش عمده سفرها به دیدار اقوام، امور درمانی یا کارهای ضروری اختصاص داشته است. این تغییر بهخوبی نشان میدهد که سفر تفریحی، بهعنوان یکی از نخستین هزینههایی که در شرایط فشار اقتصادی حذف میشود، جای خود را به سفرهای حداقلی و ضروری داده است
تورم بالا و کاهش قدرت خرید، عامل اصلی این محدودیت است. بر اساس گزارشهای اقتصادی، در سالهای اخیر سهم عمده درآمد خانوار صرف نیازهای اساسی شده و بودجهای برای تفریح و گردشگری باقی نمانده است. همین مسئله باعث شده حتی طبقه متوسط که در گذشته ستون اصلی سفرهای داخلی و خارجی بود، امروز سفر را تصمیمی پرریسک و پرهزینه تلقی کند. نتیجه آنکه، بسیاری از خانوادهها اگرچه تمایل به سفر دارند، اما در عمل توان تحقق آن را ندارند و سفر برایشان به آرزویی معلق در آینده نامعلوم تبدیل شده است
در مجموع، شواهد آماری و رفتاری نشان میدهد مسئله اصلی امروز گردشگری ایران «نخواستنِ سفر» نیست، بلکه «نتوانستنِ سفر» است؛ ناتوانیای که ریشه در فشار اقتصادی، تورم مزمن و کاهش مستمر قدرت خرید دارد و باعث شده سفر از یک تجربه عادی و تفریحی، به انتخابی محدود برای اقلیت و آرزویی دور از دسترس برای اکثریت جامعه تبدیل شود.
چطور میتوان در این شرایط اقتصادی، ارزانتر سفر کرد؟
در شرایطی که تورم بالا و کاهش قدرت خرید، سفر رفتن را برای بسیاری از خانوادهها به تصمیمی دشوار تبدیل کرده، تجربه سالهای اخیر نشان میدهد بخش قابل توجهی از مردم بهجای کنار گذاشتن کامل سفر، به دنبال راههایی برای کاهش هزینهها و مدیریت هوشمندانه مخارج سفر هستند. بررسی الگوی سفر خانوارها نشان میدهد ارزانتر سفر کردن بیش از آنکه به حذف سفر مربوط باشد، به تغییر شیوه برنامهریزی وابسته است.
یکی از مهمترین راهکارها، مقایسه دقیق قیمتها پیش از تصمیمگیری است. انتخاب مقصدهای نزدیکتر، سفر در زمانهای کمتقاضا، کوتاهتر کردن مدت اقامت و پرهیز از خدمات غیر ضروری، از جمله روشهایی است که بسیاری از مسافران برای کنترل هزینهها به کار میگیرند. در کنار این موارد، استفاده از ابزارهای آنلاین برای بررسی و مقایسه گزینههای مختلف سفر، به یکی از رفتارهای رایج مسافران ایرانی تبدیل شده است.
در سالهای اخیر، پلتفرمهای آنلاین گردشگری نقش پررنگتری در این فرآیند پیدا کردهاند؛ چرا که امکان مشاهده، مقایسه و انتخاب خدمات سفر با قیمتهای متنوع را در اختیار کاربران قرار میدهند. برخی از این وبسایتها تلاش میکنند با شفافسازی قیمتها و ارائه گزینههای متناسب با بودجههای مختلف، به مسافران کمک کنند تصمیم آگاهانهتری بگیرند. marcopro.co یکی از این وبسایتهاست که امکان بررسی و خرید خدمات گردشگری با قیمتهای متنوع را فراهم میکند و میتواند برای افرادی که به دنبال سفرهای اقتصادیتر هستند، گزینهای قابل بررسی باشد.
به نظر میرسد در شرایط فعلی، «سفر ارزان» بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات، مقایسه و برنامهریزی دقیق وابسته است. هرچند فشار اقتصادی همچنان مانعی جدی برای بسیاری از خانوادههاست، اما تجربه مسافران نشان میدهد با استفاده از ابزارهای مناسب و انتخابهای حسابشده، میتوان هزینه سفر را تا حدی کنترل کرد و فاصله میان «آرزو» و «امکان سفر» را کمتر کرد.