08:25 - 9 بهمن 1404

آخرین اخبار
آینه‌ای برای صنعت؛
رئیس اسبق مرکز مستندسازی فولاد مبارکه از آغاز فعالیت مرکز، از فیلم‌های آموزشی اولیه تا آثار ماندگار و تجربی مانند «واحد 28» و «گام‌های گمشده»، تجربه‌های شخصی و تیمی خود و تأثیر آن‌ها بر توسعه ژانر مستند صنعتی در ایران را شرح می‌دهد.

به گزارش برداشت روز، به نقل از خبرنگار فولاد، این یادداشت از محمد سعید محصصی، رئیس اسبق مرکز مستندسازی فولاد مبارکه، مسیر شکل‌گیری و تکامل مستندسازی صنعتی در این شرکت را بازگو می‌کند. محصصی از آغاز فعالیت مرکز، از فیلم‌های آموزشی اولیه تا آثار ماندگار و تجربی مانند «واحد 28» و «گام‌های گمشده»، تجربه‌های شخصی و تیمی خود و تأثیر آن‌ها بر توسعه ژانر مستند صنعتی در ایران را شرح می‌دهد.
مرکز مستندسازی فولاد مبارکه اصفهان زمانی شکل گرفت که قدیمی‌ترین تشکیلات مستندسازی صنعتی در ایران یعنی سمعی‌وبصری وزارت نفت چند سالی بود که فعالیت چشم‌گیری نداشت و آن نقش پیش‌روانه را در خود صنعت نفت ایفا نمی‌کرد. بر اثر اتفاقات گوناگون مرتبط با انقلاب اسلامی هم، ارتباط‌های درونی میان سازمان‌های مشابه در مراکز گوناگون صنعتی، یا از بین رفته یا به‌شدت ضعیف گشته بود. به همین دلیل حرکت مجموعه‌ی کارکنان مرکز مستندسازی فولاد مبارکه، حرکتی بدون الگو و بر اساس برداشت‌ها و دریافت‌هایی بود که افراد بسته به دانش یا تجربه و یا حتا تصور خود از مستندسازی صنعتی، انجام می‌دادند. به‌عنوان نمونه تا مدت‌ها تصورم بر این بود که فیلم مستند صنعتی یعنی فیلمی صنعتی که در راستای آموزش یک امر یا مفهوم و یا گفتمان و پرسمان و غیره‌ی صنعتی، ساخته می‌شود. به همین دلیل در آغاز راه خود دو فیلم «قالب‌بندی» و «سایه‌ی فلز» ساختم که هر دو کارهایی آموزشی بودند. اما در مرکز افراد مجرب‌تر یا برخوردار از دانش بیش‌تر مثل حمید شریفیان یا جلیل طالبان مسیرهای هموارتری و نزدیک‌تر به هدفی را دنبال می‌کردند. حاصل این شناخت و تجربه‌ بیش‌تر فیلم‌هایی مثل طرح تحول (ساخته‌ جلیل طالبان) و راه طولانی (کار حمید شریفیان) بود. آن مستندها فیلم‌های مهمی بودند که مشکلات و ابتلائات احداث صنایع در یک منطقه‌ی روستایی را به نحو جالبی بازتاب می‌دادند. به‌ویژه طرح تحول که از نگاهی همه‌سونگر به یک پروژه‌ی تحقیقاتی وسیع و جامع برخوردار بود و در نوع خود نخستین پروژه در نوع خود در فضای پساانقلاب به‌شمار می‌رفت. این فیلم‌ها باعث شد که این‌جانب دست به ساخت فیلمی در مورد جوش‌کاری صنعتی و بازرسی آن بزنم که بر خلاف کارهای اولیه‌ام نه آموزشی بل‌که نوعی مستندسازی یک تجربه و نقد آن بود. این فیلم با تمام اشکال‌های فنی که داشت که نشان‌گر تجربه‌ی‌ اندک فیلم‌ساز بود اما مسیر فکری‌اش راه را برای تجربه‌های مهم‌تری در مستندسازی صنعتی فولاد مبارکه هم‌وار می‌کرد. دو تا از این تجربه‌های مهم این‌ها بودند: گام‌های گم‌شده و واحد 28 (هر دو از حمید شریفیان). این فیلم‌ها و به خصوص واحد 28 ازجمله دریادماندنی‌ترین آثار این مرکز هستند. هرچند در این فیلم ردپای ساسان قربانی و دیگرانوهی هواکیمیان، به‌عنوان تهیه‌کننده تأثیری به‌مراتب تعیین‌کننده در ساختار و درون‌مایه‌ی فیلم ایفا می‌کرد.
اما پیش از این‌که این روند تکاملی را دنبال کنیم لازم می‌دانم چنان‌که در ابتدا اشاره کردم، در کنار این فیلم‌ها و تجربه‌ها تلاش برای درک معنا و مفهوم و شیوه‌های مستندسازی صنعتی با جدیت دنبال می‌شد. همان‌گونه که شاعر در شعری که در ابتدای مقاله آورده شده تأکید می‌کند خط خشک زمان، زمانی آبستن می‌شود که آن حجم آگاه باشد و این آگاهی مقابل آینه قرار داشته باشد. شاعر در این شعر به‌روشنی از تشدید کار آگاهانه سخن گفته است: خود و کار خود را در آینه دیدن و بررسی کردن آن کار. شاید بتوان گفت نخستین کار در این زمینه جزوه‌ای بود در مورد فیلم‌های آموزشی که از فصلی به همین نام از کتاب فن تدوین فیلم اثر کارل رایتس و گوین میلار، توسط این‌جانب ترجمه شد. این کتاب در آن زمان هنوز به بازار کتاب‌های فارسی سینمایی ایران راه نیافته بود. این ترجمه هیچ خاصیتی اگر نداشت، برای فیلم‌های آموزشی بنده و سپس برخی فیلم‌های آموزشی که بعدترها در این مرکز تولید شد، راه‌نمای به‌نسبت مناسبی بود. اما نخستین حرکت جدی در این زمینه حضور ما در نخستین هفته‌ «نفت در سینمای مستند» بود که گویا در سال 1365 برگزار شد. این هفته برای ما کارکنان تازه‌کار مرکز مستندسازی فولاد فرصتی هم بود که با معدودی از فیلم‌های مستند کاملاً حرفه‌یی در صنعت نفت آشنا شویم و مباحثی را که به‌صورت میزگرد توسط کسانی مثل احمد ضابطی جهرمی، فرخ انصاری بصیر و غیره، ارائه شده بود در درون مرکز به بحث گذاریم. این تجربه باعث شد که مستندسازی صنعتی بیش از پیش جای‌گاه یک ژانر جدی سینمایی را در ذهن مدیران این مرکز و از طریق آن‌ها در ذهن مدیریت عالی فولاد و بیش از همه مهندس عرفانیان، مجری طرح آن؛ اشغال کند. مجموعه‌ی این اتفاق‌ها باعث شد که دومین مدیر این مرکز مهندس اسماعیل کلانی توجه ویژه‌ای به دعوت از فیلم‌سازان حرفه‌یی و صاحب‌نام سینمای مستند مبذول دارد و هم‌چنین اخذ تجربه‌های آن‌ها. این شد که پای مستندسازان و تهیه‌کنندگان حرفه‌یی نظیر خسرو سینایی، کامران شیردل، محمدرضا مقدسیان، ساسان قربانی، جعفر فاطمی، ناصر برهان آزاد و نظایر آن‌ها به این مرکز باز شود. این اتفاق باعث شد که مباحث نظری‌ای که پیش از آن در درون مرکز مطرح شده بود در قالب مباحث روش‌شناسانه، مدیریتی، اجرایی و فنی درگیرد. در پی آن رقابتی جدی‌ برای تولید آثار جدی مستند میان فیلم‌سازان بیرون از سازمان با مستندسازانی که کارمند فولاد بودند ایجاد شود. در این دوره بود  که چند فیلم مهم توسط این مرکز و البته با تهیه و کارگردانی پیمان‌کارانی که برخی‌شان تازه شرکت‌های فیلم‌سازی خود را تأسیس کرده بودند، تولید شد، کارهایی مثل حکایت باقی (پیروز کلانتری) و راز برج کبوتر (محمدرضا مقدسیان). این دو فیلم فراتر از فیلم طرح تحول کار جلیل طالبان، دیدگاه‌های جسورانه‌ی فولاد مبارکه را در مورد بررسی و چاره‌اندیشی برای اثرات مثبت و منفی احداث عظیم‌ترین صنعت فولاد خاورمیانه را در منطقه‌ی سنتی و کشاورزی مبارکه طرح می‌کرد. واحد 28 هم که نام حمید شریفیان را بر خود دارد بیش از همه مدیون تهیه‌کنندگی و پژوهش و ساختار اندیشیده‌ای است که هواکیمیان و قربانی، به کار زده بودند. در این فیلم تحلیلی موشکافانه از تقریباً تمام معضلات تنها واحد تمام‌ایرانی فولاد مبارکه ارائه شده بود که الگویی بود برای نقد یک تجربه‌ی پرچالش و نگاهی واقع‌بینانه به این مسئله‌ی بسیار کلیدی که اگر می‌خواهیم به سمت خوداتکاشدن در احداث صنایع مادر بشویم، چه مراحلی را باید طی کنیم.
اما آن روند شناخت‌شناسانه برای ژرفش کار مستندسازی در فولاد مبارکه تا آن‌جا بود که در پی سفری که مجری طرح و مدیرعامل فولاد یعنی مهندس عرفانیان به ژاپن داشت، یک سریال مستند توسط ایشان که از شرکت نیپون استیل خریداری شده بود، به مرکز مستندسازی ارائه شد. بخش‌هایی از این سریال که توسط مرکز تحقیقات آن شرکت مشهور ژاپنی، تولید شده بود، به فارسی دوبله شد و الگوی تولید حداقل دو فیلم توسط فولاد مبارکه شد، فیلم‌های قصه‌ی کوتاهی چندهزارساله و به کوه مهربان بیندیش. هر دوی این فیلم‌ها را خسرو سینایی ساخت که یکی در مورد تاریخ هنر بود و دیدگاه جاری در فولاد مبارکه را در مورد هنر و جای‌گاه آن در فرهنگ صنعتی و تمدن ایران بیان می‌کرد و دومی بیان‌گر دیدگاه فولاد مبارکه بود در مورد تکنولوژی سازگار با محیط زیست. سینایی پیش از آن فیلم آخرین حلقه‌ی زنجیر را ساخته بود که نشان می‌داد فولاد به‌مثابه پیش‌روترین صنعت فولاد کشور چه نگاه پیش‌روانه‌ای به مقوله‌ی بسیار کلیدی و بااهمیت بسته‌بندی دارد.
پس از این مرحله در پی تحولات ساختاری که در کل بدنه‌ی سازمانی فولاد مبارکه اتفاق افتاد، مرکز مستندسازی در عمل از انجام وظایفی که تا آن زمان برای آن تعریف شده بود بازماند و کل آن وظایف در چهارچوب روابط عمومی این شرکت دیده شد. به این ترتیب بود که این مرکز تا سال‌ها عملاً کار چندانی در زمینه‌ی تولید پروژه‌های مستند انجام نمی‌داد. در کنار آن روابط عمومی این شرکت رأساً به تولید برخی پروژه‌های مورد نیاز خود دست زد. اما اغلب این پروژه‌ها یا حاصل کار نیروهای خود مستندسازی بود، مثل تحقق فولاد مبارکه ساخته‌ی نگارنده و یا این‌که کارکنان این شرکت در مشاوره، تسهیل امور یا هدایت این پروژه‌ها نقش کلیدی داشتند، مثل مجتمع فولاد مبارکه کار کامران شیردل. این فیلم تا سال‌ها فیلم معرفی شرکت فولاد مبارکه بود و تلاش کرده بود معرفی جزء‌به‌جزء و دقیقی از فرآیند بسیار مفصل تولید فولاد در این شرکت باشد، کاری که شیردل در مستندسازی صنعتی به آن گرایش بسیاری دارد. در ادامه‌ی این فرآیند برخی بخش‌های سازمانی فولاد مبارکه نیازهایی را در زمینه‌ی فیلم مستند مطرح کردند که یا از ظرفیت نیروهای سازمانی روابط عمومی شرکت فراتر می‌رفت و یا توان‌شان برای این نیازها تعریف نشده بود. این نیازها عموماً از جانب برخی بخش‌ها از واحد فروش و بازاریابی بود، یا بخش‌های تحقیقاتی مثل آزمایش‌گاه‌ها، ایمنی فنی و بیش از همه مدیریت تکنولوژی شرکت. جالب این‌که خود روابط عمومی شرکت هم جزو این واحدهای متقاضی بود. این نیازها یا تقاضاها از حجم انبوهی برخوردار بود که از میزان ظرفیت یا توان مرکز مستندسازی هم فراتر می‌رفت. اما تجربه‌های دهه‌ی اول فعالیت مرکز مستندسازی که توسط برخی کارشناسان این مرکز مستندسازی شده بود و توسط مدیریت‌ها کمابیش به‌کار بسته شده بود، در سامان‌دهی امر پاسخ‌دهی به تقاضاهای فزاینده‌ی جدید، به‌کار گرفته شد. ضمن این‌که برخی از تقاضاها که در داخل مرکز مستندسازی قابل انجام بود، به‌عنوان پروژه‌های تولیدی تعریف و برای آن‌ها برنامه‌ریزی شد.
در این دوره که از اوایل دههی هشتاد آغاز شد علاوه بر افزایش تولیدات مرکز، شاهد تنوع کیفی این تولیدات و حضور بیرونی مرکز در برخی جشنواره‌ها هم‌راه بود. در این دوره اتفاق جدیدی هم در کل فولاد مبارکه افتاد: در سال 1382 انسیه شاه‌حسینی و عطا حیاتی فیلم… را در مورد مسایل ایمنی و حوادث کارگاهی در فولاد مبارکه ساختند. در حوالی همین سال هم دکتر قطب‌الدین صادقی فیلم رنگ و جلای فولاد را به تقاضای روابط عمومی ساخت که در نوع خود یک کار تجربی آبستره در مورد خط تولید فولاد بود. اما در این سال‌ها گرایشی به‌وجود آمد که نیروهای مستندساز ِ بیرون از کادر مرکز دیگر عمدتاً از نیروهای مقیم شهر اصفهان باشند و کم‌تر از مرکز کشور باشند. در میان این‌ها بهروز ملبوس‌باف که سالیان چندی را در روابط عمومی ذوب‌آهن اصفهان و البته در بخش مستندسازی آن کار کرده بود، هم‌کاری مؤثر و درازمدتی با مرکز مستندسازی فولاد برقرار کرد. رمز این تداوم را شاید بتوان ناشی از سازمان‌دهی مناسب او در مقام تهیه‌کننده و کارگردان و مدیر شرکت برای پاسخ‌دهی هرچه دقیق‌تر نیازهای فولاد مبارکه دانست. او در عین حال در میان فیلم‌های انبوهی که برای مرکز تولید کرد، از توان خود و مجموعه‌ی نیروهای تازه‌نفس خود که نگاهی مدرن‌تر به سینمای مستند داشتند، استفاده می‌کرد. این امر شاید تا اندازه‌ای ناشی از تأثیرگذاری اندیشه‌ای بود که از زمان شروع کار مرکز مستندسازی فولاد مبارکه در منطقه‌ی اصفهان جاافتاده بود. از جمله کارهای تولیدی او و هم‌کاران‌اش می‌توان از قلب تپنده‌ی فولاد، خطی از روشنی (با هم‌کاری زهرا نیازی)، از سنگ تا رنگ، مثل آب برای ماهی و بهره‌ی رؤیا نام برد. این فیلم‌ها روح تازه‌ای به کالبد مستندسازی شرکت دمیدند. از سوی دیگر، وجود این تقاضاها باعث شد که علاوه بر فیلم‌های صرفاً صنعتی، بعضی از موضوع‌های جنبی هم در دستور کار قرار گیرد، ازجمله فیلم زخم ساخته‌ی این‌جانب که دنبال تصویرکردن زندگی یک زن امدادگر اهل بم پس از زلزله‌ی بم بود. یکی از جدی‌ترین تجربه‌ها در این زمینه فیلم شغل ساخته‌ی این‌جانب بود که از یک گزارش ساده در مورد فرآیند استخدامی فولاد مبارکه بدل شد به یک کار پژوهشی مشاهده‌گر در باب موضوع اشتغال. در طی دهه‌ی هشتاد و نود، این تجربه‌ها تقریباً به فراوانی اتفاق افتاد که برخی از آن‌ها در تعدادی از جشنواره‌های داخلی توفیق‌هایی به‌دست آوردند، ضمن این‌که هدف اصلی این فیلم‌ها برآوردن نیازهای بخش‌های متقاضی فولاد مبارکه بود.

bardashtrooz.ir/news/249096

اخبار جدید